تبليغاتX
باغ صد خاطره

عصر جمعه است ،دلم بد جوری هوای دیدنش را کرده .این خانم هم که با عنایاتش در همین چند ماهه ،حسابی مارا شرمنده و وام دار خود نموده.جالب است که چگونه دلتنگش می شوم و چه گونه به دیداری حتی کوتاه، آرامش می یابم.

 


ادامه ی گل نگاشت
+ گل نگاشت توسط mlz در پنجشنبه 30 فروردین1386 و ساعت 1:28 |

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک

چند روز قبل، در نظرات این وبلاگ، دوست عزیزی با عنوان "بدون مرز"، ضمن ابراز بزرگواری نسبت به این وبلاگ، آدرس وبلاگ خود را با نام  " انتظار سبز " اعلام کرده بود. به رسم بازدید، خدمتشان رسیدم. اولین مطلبی که توجهم را جلب کرد، مطلبی بود با عنوان " چند سؤال کوتاه اما مهم ". جالب تر این که ذیل آن، تعداد بسیاری نظر نوشته شده بود. به جهت اهمیت موضوع، چند نکته هم این حقیر بدان افزود. برای آن که خوانندگان گرامی این وبلاگ نیز از آن مطلع باشند، همان مطالب را این جا هم می آورم و از اظهار نظر دوست عزیز، بدون مرز و سایر خوانندگان گرامی، کمال تشکر را دارم.

سلام به دوست خوبم، بدون مرز

از سر زدن شما به وبلاگ خود، مسرور شدم. گرچه به نظر می رسد که فقط یک کار تبلیغاتی باشد! زیرا کمی پایین تر از آن جا که شما نوشته بودید، مطلبی مرتبط با سؤالات اساسی شما نوشته شده بود ولی توجهی نکرده بودید. به هر حال از توجه شما متشکرم و جهت بازدید خدمت رسیده ام.

هدف وبلاگتان، بسیار مقدس و دل پسند است و به نوبه ی خود از شما سپاس گزاری می کنم.

سؤالات اساسی شما بسیار مهم است و مرا وسوسه کرد که چند عرض کوتاه را در کمال احترام به نظرات حضرت عالی بنویسم، شاید مفید واقع گردد:


ادامه ی گل نگاشت
+ گل نگاشت توسط sjj در شنبه 25 فروردین1386 و ساعت 10:56 |

       
                            

  "همشيره‌ي ماه، دخت خورشيد "


اى دخــتـر عــقــل و خــواهــر ديـن               وى گــــوهــــر دُرج عــزّ و تــمــکــيــن
عـــصـمـت شـده پـاى بـنـد مـــويت               اى عــلـــم و عــمــل مـــقــيـم کـويت
اى مــيــوه‌ي شـــاخســـار توحـــيد               هــمــشــيـره‌ي ماه و دخت خورشيد
وى گــــوهــــر تــــاج آدمــــيــــــــت               فــــرخـــنـــده نــگــيــن خـــاتــمــيـت
شـــيـطـــان بــه خـطـاب قـم براندند              پــس تـخــت تــو را به قـم نـشــانـدند
کاين خانه بهـشـت و جـاى حوّاست              ناموس خداى جايـش ايـن جـــاسـت
اندر حــرم تــو عــقــل مــات اســــت              زين خاک که چشمه‌ي حـيات اسـت
جـسمـى که دراين زمين نهان است              جانى ست که در تن جــهـان اسـت
ايــن مـــاه مــنـيــر و مـــهـــر تــابــان              عکــسى بــود از قـــم و خــراســـان
هـر کـس به درت به يک اميدى ست              محــتــاج تــر از همه "وحيدى" ست.

+ گل نگاشت توسط mlz در جمعه 24 فروردین1386 و ساعت 1:8 |

*******السلام علیک یا فاطمة المعصومه.اشفعی لنا فی الجنة*******

23ربیع الاول مصادف با 23فروردین ،سال روز تشریف فرمایی بانوی کریمه ی اهل بیت

 ،حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها ،به شهر قم است .آن که بارگاه با

صفایش را محل زیارت مادر مظلومه ی بی نشانش دانسته اند؛فخر شیعیان ایران ،که

 دومین "فاطمه "ای ست که پدر بزرگوارش درعظمت شأنش فرموده است :"ابوها

فداها".

امروز او را قسم می دهیم که به کرامت خویش ،شفیع ما در محضر دوست گرددتا

شاید ندبه هایمان در تعجیل ظهور سرورمان به اجابت قرین گرددحتی به ثانیه ای.

+ گل نگاشت توسط mlz در پنجشنبه 23 فروردین1386 و ساعت 23:4 |

به تازگی خاله ی بنده  و همسرم به همراه خانواده اش از کربلا باز گشته اند. برای خوشامد گویی به ایشان، چند جمله ی زیر را برای پلاکارد انشا کرده ام:

* چشممان به دیدارتان روشن باد. زان که خاک دیار کربلا را سرمه ی چشم خویش کرده اید.

* زیبایی وجودتان به دیدار دیار دوست، زیبا تر شده است. روزگارتان کربلایی و حضورتان حسینی باد.

* قدم ها ی کربلایی تان، چراغ راه زندگانی حسینی مان باد.

* سفر به دیار نور، گوارای وجودتان. زندگی تان حسینی و کربلایی باد.

* حضورتان در پرتو نور حسینی، همیشه کربلایی باد.

* بازگشت سلامتتان از کربلای حسینی، شور شکرمان را افزون نمود.

* سلامت بازگشتتان، شکوه زیارت حسینی را دو چندان کرده است. مقدمتان گل باران.

* شکرانه ی سلامت حضورتان، ذکر دعای فرج مولایمان. زیارت حسینی، گوارای وجودتان.

* شکوه شکرمان به درگاه خداوندگار. زندگی تان هماره حسینی و کربلایی باد.

+ گل نگاشت توسط sjj در جمعه 17 فروردین1386 و ساعت 1:34 |
میلاد پیامبر خدا، محمد مصطفا مبارک باد

میلاد پیامبر خدا، محمد مصطفا، سبب خلقت ارض و سما، مبارک باد

+ گل نگاشت توسط sjj در پنجشنبه 16 فروردین1386 و ساعت 10:59 |

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المؤمنین و الائمه المعصومین علیهم السلام

وا محمداه ؛ وا علیّاه ؛ وا فاطمتاه

روز ۱۲ فروردین ۸۶ مصادف با سال روز ولادت جمهوری اسلامی ایران، هنگامه ی غروب، به اصرار همسرم، هنگامه ی غروب، بر سر راهمان که از شیراز به قم می آمدیم، به کاشان سری زدیم و یک سره به بقعه ی مبارک جناب ابولؤلؤ، فیروز ایرانی رفتیم تا هم نماز بپا داریم و هم عرض ادبی کرده باشیم. بخصوص در این ایام مبارک ربیع الاول. و از شما چه پنهان، می خواستم شایعه های تعطیلی را بسنجم! اما آن چه دیدم و شنیدم، بسیار حزن انگیزتر و دهشتناک تر از آن بود که می توانستم پیش از آن حدس بزنم. همین که سرعت ماشین را کم کردم تا نزدیک کوچه ی منتهی به بارگاه آن بزرگ مرد بایستم، چند نفر از افراد نیروی انتظامی، بر سرم ریختند و هم چون خراب کاری که برای نابودی اسلام و مسلمین کمر همت بسته است، مرا راندند. فرمانده ی ارشد آنان، فریاد زد: کنار بایست و جریمه ات را بگیر. برای این که بدانم چه می گذرد، کنار ایستادم و تقاضای جریمه ام را کردم (!)  گفت: چرا آهسته کردی؛ مگر نگفتیم که نایستی؟ گفتم: فقط می خواستم بپرسم که آیا می شود پیاده رفت؟ گفت: نه؛ این جا منطقه ی نظامی اعلام شده است، سریعا حرکت کن! گفتم: چه کسی اعلام کرده است؟ گفت: به شما ربطی ندارد!

با خود گفتم : وا اسلاماه ! وا تشیعاه ! وا محمداه ! وا علیاه ! وا فاطمتاه !

عجب تشیعی داریم. در سالی که ابتدا و انتهایش به جشن بزرگ نهم ربیع الاول ( عید بَقر ) آغاز و ختم می شود، به جای بزرگ داشت آفریننده ی این عید بزرگ، درِ مسجدش را می بندند و این گونه دوست دارانش را تشر می زنند و می رانند!

خدا نگذرد از سر آن کسی که با سخنی نسنجیده و احمقانه، از سر نادانی، جناب ابولؤلؤ را مجرم خواند و برای خوش آمد جمعی از بی دینان منحرف از سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، تاریخ را واژگون کرد؛ اگر این سخنان را توطئه ای علیه تشیع ناب علوی ندانیم!

آیا صاحب این مزار، همان نیست که از حب امیر المؤمنین و فاطمه ی زهرا سلام الله علیهما، سزای قاتل فاطمه را کف دستش نهاد؟

برای گواهی تاریخ، همین بس که جناب ابولؤلؤ، قبل از شاهکار تاریخی خود، نامه ای به خلیفه ی دوم نوشت و از او استفتا کرد که: " اگر شخصی به مولای خود بی احترامی کند و همسر مولای خویش را بزند که در اثر آن بمیرد و از مولای خویش فرمان نبرد، سزایش چیست؟ ". و چون خلیفه ی دوم در پاسخ نوشت که سزای او مرگ است، جناب ابولؤلؤ، همین حکم را بر خود خلیفه جاری کرد.

برای گواهی تاریخ همین بس که وقتی جناب ابولؤلؤ، مجرم را به سزای خویش رسانید و به امیر المؤمنین علیه السلام پناه آورد، ایشان فرمود: کاش فاطمه می بود و می دید که نفرینش چگونه به انجام رسید.

و بر غربت مولای ما همین بس که بزرگ ترین سند تبرّی ما شیعیان را تعطیل می کنند و دل مولایمان را به درد می آورند، اما هیچ کس نیست که فریادی بزند.

کجاست آن فریادهای مراجع تقلیدمان که به اندک توهینی طوفان به پا می کردند؟

کجاست آن تحصن های مردان با غیرتمان که به اندک شائبه ی هتک حرمتی، خانه و کاشانه را رها می کردند و مسجد نشین می شدند؟

کجاست آن پشتکار زنان با حیایمان که به اندک صدای هل من ناصری، صلای یاری سر می دادند و از پای نمی نشستند؟

کجایند بسیجیان غیور این مرز و بوم که دیگر بار از کیان تشیع دفاع کنند؟

کجایند شهیدانی که به نام تشیع، خون خود را بر زمین ریختند؟

بار دیگر فتنه ی کربلاست ...

در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی، دشمن کاری نکند که به نقشه ی شوم شیطان، نه تنها انسجام اسلامی را به دست نیاوریم، که وحدت مذهبی شیعی مان را نیز از دست بدهیم !!

این اقدام، از جنس هتک دین و مذهب است.

غیرتمندان بپا خیزید ! هنوز علی زمان -علیه السلام- در غدیر روزگارمان دستش برای بیعت بلند است ....

کاشان را غدیری دیگر بباید ...

+ گل نگاشت توسط sjj در چهارشنبه 15 فروردین1386 و ساعت 1:34 |

خواهی که رها از غم و هر واهمه باشی

باید که تو دنباله رو فاطمه باشی

هر سال به یک نام ونشانی شده مشهور

امسال بود سال ابولؤلؤ کاشی

+ گل نگاشت توسط mlz در چهارشنبه 1 فروردین1386 و ساعت 12:4 |