دوستت دارم که با تمام بزرگیت ، کوچکی چون مرا از یاد نبرده ای.
مبهوت تو هستم که چگونه مرا با تمام عیب هایی که خودم خوب از آن ها خبر دارم ، تحمل می کنی.
شرمنده ی تو ام که هنوز در خواب غفلت و گناهانی که خود را کوچک می نمایند، دست و پا می زنم.
رو سیاهم که لایق مهرورزی ات نیستم!
رو سیاهم که دل امامم ـ ولی آخرین تو ـ را به دست نیاورده ام.
رو سیاهم که هیچ شایسته ی تو ندارم، هیچ.
مولای من ! مبادا که سفره ی رحمتت را برچینی پیش از آن که کاسه ی مرا پر کرده باشی.
مبادا که این روزهای پر فیض را به پایان برسانی پیش از آن که مرا آمرزیده باشی.
مبادا ...
ای بزرگی که بزرگی فقط تو راست ، در این ماه نورانی ، لبخند رضایت آن نور آسمان ها و زمین را ارزانی
مان دار که دنیا و آخرتمان را بس است.
اللهم امنن علینا برضاه

