تبليغاتX
باغ صد خاطره
منافقی، پلیدی های خویش را برای کافری باز می گوید!!

 

به نام خدا

 

اللهم العن الجبت و الطاغوت

 

مفاد نامه عمر به معاويه

 



به راستي به چيزي اقرار كرديم كه با شمشير به آن مجبور شديم در حالي كه سينه ها

 از كينه به شدت گرم بود و جانها مي لرزيد . و نيت ها و ديده ها دچار شك و ترديد بود

 از اين كه ما را بر چيزي كه مورد انكارمان بود مي خواندند و بدان جهت از او اطاعت كرديم

كه قوم و قبيله يمني شمشير زور خود را از بالاي سرمان بردارد و آن كساني از قريش

 كه دست از دين اجدادي خود برداشته بودند مزاحم ما نشوند .


به هبل و لات وعزي و بتان ديگر سوگند كه من از آن روز كه آنها را پرستيدم

دست از آنها بر نداشتم ، پروردگار كعبه را نپرستيده و گفتاري از محمد را تصديق

 ننموده ام و جز از راه نيرنگ و فريب ادعاي مسلماني ننموده ام و خواسته ام او را بفريبم .

چون جادوي بزرگي را برايمان آورد و در سحر و جادو گري بر سحر بني اسرائيل با موسي

 و هارون و داوود و سليمان و عيسي افزود و سحر و جادوي همه آنان را او يك تنه آورد

 و بر آنان اين نكته را افزود كه اگر او را باور داشته باشند بايد بر اين مطلب كه او

سالار ساحران است اقرار داشته باشند .
 

( ادامه ی نامه در ادامه ی گل نگاشت)

 


ادامه ی گل نگاشت
+ گل نگاشت توسط mlz در یکشنبه 12 خرداد1387 و ساعت 1:8 |